رادوینرادوین، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 7 روز سن داره

رادوین پادشاه کوچک

به دنبال رادوین

1391/5/10 13:43
نویسنده : یلدا
460 بازدید
اشتراک گذاری

 

ازآنجایی که توی این فصل کیش،دما و شرجی خیلی بالاست ، رفتن به فضای طبیعی و رو باز برای بزرگتر ها تقریبا غیر قابل تحمله. برای بچه ها که خیلی بیشتر. به همین دلیل بیشتر به بازارها که هم خنکه و هم دیدنی ،می ریم .

رادوین دلبند ما هم که تو خونه حوصله اش سر میره ، می بریمش تو بازار ها می گردونیمش . دیروز هم یکی از اون روزها بود که بردیمش بازار پردیس . این ناز پسر ما از اول که وارد بازار شدیم جیغ و آواز سرداد تا آخرش که برگشتیم. برای دقایقی هم از کالسکه پیاده اش کردیم تا راه بره. چشمتون روز بد نبینه، مگه به گرد پاش میرسیدیم؟ !!! حسابی میدوید و آواز میخوند. چند تا عکس هم اومدم که ازش بندازم ، تا می اومدم بندازم،  یا آقا از کادر خارج شده بود یا اینکه انقدر شرعتش زیاد بود که همه اش تار افتاد .

نمونه شاهکارهای این پسر نازمون رو ببینید.

 

.

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

عمه ی رادوین
9 مرداد 91 20:29
ای شیرینم ای عسلم
حالا که راه افتاده کارت دیگه دراومد

آره عمه جونش.دیشب هم که با باباش رفتیم تالار شهر، حسابی از خجالتمون در اومد . مگه حریفش میشدیم؟!!! آتیش سوزوند. تازه پسرمون با تعداد زیادی از غرفه دارها هم دوست شده.حالا این ماه که میایم تهران، براتون تعریف میکنیم.<
]

خاله رادوین
10 مرداد 91 14:02
آخه ما با این عکسها دلمون آب افتاد.
الهی فداش بشم . تا اونجایی که میدونم شما و آقا کامیار هردو بچه های خیلی ارومی بودید. این عسل ما به کی رفته؟
هزار تا بوووووووووووس


احتمال قوی به خاله جونش .چون از افاضات شما در کودکی اسناد و مدارک زیادی در دست هست. پسر ناز و قشنگمون رو ببوس.
مامان کورش
13 مرداد 91 19:15
سلام عزیزم ای جونم با این عکسای زیبا رادوین جون پیدا هستش ا ز اون پسرهای شیطون خدا حفظش کن

آره عزیزم. فقط خدا کنه بتونم از پسش بر بیام. تا خدای نکرده اتفاقی براش نیفته.خدا کمکم کنه.
مامان ترنم
15 مرداد 91 20:38
دوستت دارم خاله چقدر شیرین تر شدی عسلم بوس

رسیدن به خیر مریم جون.منتظرم دختر عسلت رو بیاری هم ببینیمتون هم رادوین و ترنم جون بازی کنن. یادت نره هااااااااااا!!!!!!!!!!!!!